ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

230

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

پدرش از جهان رفته بود . پس از او به فرمانروائى نشست و « علاء الدين » را كه لقب پدرش بود ، به خويش نهاد . لقب خود او قطب الدين بود . به دستور او جنازه پدرش را به خوارزم بردند و در آرامگاهى به خاك سپردند كه او در مدرسه‌اى ساخته بود و بناى بزرگ و با شكوهى داشت . مردى دادگر و نيكرفتار و داراى علم و معرفت بود ، فقه را ، مطابق مذهب ابو حنيفه ، همچنين اصول را ، مىدانست . فرزندش على شاه در اصفهان به سر مىبرد . سلطان محمد خوارزمشاه ، برادر او ، كسى را به اصفهان فرستاد و او را به نزد خويش فرا خواند . او نيز به ديدار برادر شتافت ، و پس از رفتن او مردم اصفهان خزانه و بار و بنه‌اش را تاراج كردند . وقتى كه به خدمت برادر رسيد ، برادرش لشكر كشى به خراسان و فرماندهى آن لشكر را به عهده او گذارد . نيشابور را نيز به دو داد . هندوخان ، پسر ملكشاه بن خوارزمشاه تكش ، كه از عموى خود ، سلطان محمد ، بيمناك بود ، از دستش گريخت . و چون با علاء - الدين تكش خوارزمشاه همراه بود و در هنگام مرگش نيز با وى مىزيست ، همين كه او درگذشت ، قسمت اعظم خزائن او را غارت كرد و روانه مرو شد . ملك غياث الدين ، فرمانرواى غزنه ، همين كه خبر در گذشت